یادداشت سیمین ورسه درباره رمان درخت خون
کتاب #درخت_خون روایتگر داستان جمالدین نقاش است که در کودکی از خطاطی و تذهیب گرفته تا سفالگری و گچ کاری را نزد اساتید به نام زمان خود یاد می گیرد، اما هر بار با دست زدن به نوآوری های جدید،از زمانه خود پیشی میگیرد. در پی ترسیم چهره دختر نریمان الدوله و رهایی دخترک از بستر مرگ،خرافه پرستی و داستان سرایی عوام وی را صاحب کرامت کرده و بر سر زبان ها می اندازد و شهرت او را تا پایتخت تهران و دارالخلافه ناصری می رساند.
بارزترین ویژگی کتاب سبک نگارش آن است. از زبان متفاوت،نثر مسجع و آهنگین،آرایه ها و تزئینات زبانی گرفته تا انتخاب راوی های مختلف در فصول کتاب. این کتاب که در سه فصل تنظیم شده با تقدم و تاخر وقایع همراه است و هر سه راوی آن در واقع یک نفرند. فصل اول راوی اول شخص، فصل دوم راوی سوم شخص و فصل سوم از زبان راوی ای بیان می شود که در جسم و روح نقاش زندگی می کند. داستان آن پر از خرده روایت است از خاطرات کودکی شخصیت اصلی کتاب گرفته تا متل های عامیانه. اشاراتی هم به شرح احوال مردم عادی و درباریان در زمان سلطنت ناصرالدین شاه و شرایط اجتماعی سیاسی و نوع زندگی آنها دارد. درخت خون که به عنوان یک داستان بلند توسط نشر چشمه به چاپ رسیده است، نثر ممتازی دارد و خواندن آن را به شما توصیه می نماییم...
امتیاز من به کتاب ۷ از ۱۰ است